السيد محمد حسين الطهراني
408
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
« و همينطور است اى پيامبر كه ما براى هر پيغمبرى ، دشمنى را از ميان مجرمان قرار داديم ، و پروردگار تو در هدايت و نصرت كافى است ؛ و با وجود او نياز به هدايت و نصرت دگرى نيست . » مبارزه با قرآن از به دو طلوع قرآن تا امروز ادامه دارد ؛ هر روز به شكل خاصّ و نهج مخصوصى . جنگهاى مشركين و كافرين از قريش و غير قريش با رسول خدا ، فقط براى برداشتن قرآن و به منصّه ننشستن آن بود . در مدّت اقامت رسول خدا در مدينه حدود هفتاد جنگ واقع شد كه اگر قسمت بر زمان اقامت كنيم ، بطور متوسّط در هر دو ماه يك بار پيامبر اكرم براى دفاع و حفظ و حراست از قرآن مجبور بودند جنگ نمايند . در زمان أمير المؤمنين عليه السّلام دفاع از قرآن به صورت ديگرى بود . معاويه مجسّمهء خباثت و پليدى و خرابكارى ، همان منويّات أبو سفيان : پدرش را كه در جنگهاى بدر و احد و أحزاب و غيرها چه مصيبتهائى بر مسلمين آوردند ؛ در لباس ديگر اجرا كرد و مو به مو عمل كرد . بنى اميّه قيامشان براى از ريشه بركندن قرآن بوده است سيره معاويه هدم اركان اسلام ، و هدم قرآن بود در لباس اسلام و در پوشش قرآن . و اين به مراتب از جهت عمق و تأثير ، از جنگهاى پدرش أبو سفيان شديدتر و ضرباتش مهلكتر بود . اين مرد مجرم و شيطان دسيسه باز و حيلهگر و مكّار كه ديديم در جواب قيس كه ميگويد : ما به شما در بدر و احد شمشير زديم تا شما به اكراه اسلام آورديد ، ميگويد : اللَهُمَّ غَفْرًا ! « خداوندا گناه ما را بيامرز ! » و اينجا خدا شناس مىشود و غفران ميطلبد ، و آنگاه كه در برابر احتجاج و استدلال قوىّ ابن عبّاس در حقّانيّت و مظلوميّت أمير المؤمنين عليه السّلام و غاصبيّت خود فروميماند و فرمان لعن و سبّ آنحضرت را صادر مىكند و به شهرها مينويسد ؛ چون از بحث به منزل باز ميگردد پنجاه هزار درهم براى ابن عبّاس حقّ السّكوت